یه روز یه سیب از رو درخت افتاد رو سر یه مرد ،و آن مرد فکر کرد که چه قدر بدشانس است و آن جا را برای همیشه ترک کرد.
یه روز یه سیب از رو درخت افتاد رو سر یه مرد ،و آن مرد گفت تو موهبت مطهر خداوندی تا دانه های تو در وجودما حیات بخش وجودی پاک تر باشد.
یه روز یه سیب از رو درخت افتاد رو سر یه مرد ،و آن مرد آن سیب را نقاشی کرد.
یه روز یه سیب از رو درخت افتاد رو سر یه مرد ،و آن مرد مُِرد.
یه روز یه سیب از رو درخت افتاد رو سر یه مرد ،و آن مرد سیب را با لذت خورد.
یه روز یه سیب از رو درخت افتاد رو سر یه مرد ،و آن مرد توشه ای از علم سیب بر ذهن گذاشت و عصاره ای شفابخش ساخت برای اثبات توانگری خویش در آن چه مردم معجزه طب می نامند .
یه روز یه سیب از رو درخت افتاد رو سر یه مرد ،و آن مرد گفت این سیب توطئه خصمانه دشمنان من است و رفت تا انتقام بگیرد.
یه روز یه سیب از رو درخت افتاد رو سر یه مرد ،و آن مرد با تنهایی رمقی که از فرط گرسنگی در دستانش جاری بود،سب را در جیب نهاد برای روز مبادا.
یه روز یه سیب از رو درخت افتاد رو سر یه مرد ،و آن مردسفری کرد به دل ذرات نهان سیب تا فلسفه جهان را در آگاهی از پیوند ذرات آن بیابد.
یه روز یه سیب از رو درخت افتاد رو سر یه مرد ،و آن مرد رفت تا سخاوت درخت را با دوستانش تقسیم کند.
یه روز یه سیب از رو درخت افتاد رو سر یه مرد ،و آن مرد گفت تو کمال مطلق یک دانه سیب هستی و دانه های آن را کاشت تا کمال،تداعی گرددو خاک،خاب دانه ها را تعبیر کند.
یه روز یه سیب از رو درخت افتاد رو سر یه مرد ،و آن مرد گفت من هم مثل تو از ریشه و خانواده ام وامانده ام و آن یگانه سیب،همدم یک عصرگاه آن مرد تنها شد.
یه روز یه سیب از رو درخت افتاد رو سر یه مرد ،و آن مرد سیب را خاک کرد تا نگاه بدبینانه دیگران طروات سیب را نپژمرد.
یه روز یه سیب از رو درخت افتاد رو سر یه مرد ،و او اندیشه کرد که چه دنیای کینه توزی که حتی درخت را به جنگ با آدمی برمی انگیزد و آن درخت را قطع کرد.
یه روز یه سیب از رو درخت افتاد رو سر یه مرد ،و آن مرد شعری درباره یه سیب نوشت.
زندگی یک سیب است گاز باید زد با پوست...
و واقعا چرا یه روز یه سیب از رو درخت افتاد رو سر یه مرد؟!
پی نوشت: یه روز یه سیب از رو درخت افتاد رو سر یه مرد:تا ثابت شه که اغلب این خود ما هستیم که با برداشتی نادرست از اتفاق های پیرامونمون موجبات اون جیزی که اسمش میزاریم بدشانسی واسمون پیش بیاد .
اگر از من می خواستند تو این لیست یه کی شو انتخاب کنم این یه دونه مونده آخری رو انتخاب می کردم انگار این روزگارم از من بدش می آد اه
۲- چرا نه آیدم به علت هایی اول اینکه چند روزی وقت نکردم بیام نت دوم اینکه رفته بودم مسافرت سوم از همه بدتر که آرزو می کنم که انقدر گرسنه نشید که مجبور شدید سرما بخورید وای چه وقت روزا بدی بود تو این مدت سرما خوردگی که بلاخره باچند تا پنسرین رو به رام شدم .
۳- ممکنه از این به بعد کمتر بیام نت اما هر وقت امدم سراغتون می ام ناراحت نباشید از شر من راحت نمی شید.مطمئن باشید.
